۱۰۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهدا» ثبت شده است

شهدای مسجد امام حسین علیه السلام

کجایید ای شهیدان خدایی            بلا جویان دشت کربلایی

کجایید ای سبک بالان عاشق         پرنده تر ز مرغان هوایی

خدایا به حق خون این شهیدان        شهادت را نصیب ما بگردان

شهدای مسجد امام حسین علیه السلام

با تشکر از برادر عزیزم سینا اکبری که طراحی این دو طرح با مساعدت ایشان انجام گردید...

ثواب این طراحی تقدیم به شهدای مسجد امام حسین علیه السلام ...


۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
مطیع گرافیک

همسفر کربلا

بسم رب الشهدا و الصدیقین...
.
شب های جمعه می گیرم هواتو
اشک غریبی می ریزم برا تو
بیچاره اون که حرم رو ندیده
بیچاره تر اون که دید کربلاتو...
اشکای زهرا تو صحرا برا تو
شب های جمعه صبوری برا من...
.
دومین شب جمعه بعد از زیارت اربعین... دوباره دل تنگ حرم شدیم... بیچاره تر اون که دید کربلاتو...

حاج حسین خرازی در پیاده روی اربعین

پ.ن: عکس از پیاده روی اربعین... همراه با همسفری که راه را برایم باز کرد...
رجوع شود به لینک خط شکن...
۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
مطیع گرافیک

خط شکن...

یه شب با رمز "یا فاطمه الزهرا" عملیات کربلای 5 آغاز شد و در طول چند ماه حاج حسین خرازی به همراه 65 هزار رزمنده دیگر به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و خط عراق را شکستند تا مسیر کربلا را برای هم وطنان خود باز کنند.
امسال هم من برنامه کربلای 94 خودم رو به حاج حسین سپردم تا مسیر کربلا را برای من باز کند و به عینه دیدم که بسیاری از کار هایی که قرار بود به سختی انجام بشه و یا شاید حتی انجام نشه، به راحتی انجام شد. و خوشبختانه مسیر برای من هم باز شد... حلال کنید...
                                  ثواب این سفر زیارت اربعین تقدیم به حاج حسین خرازی...

bag

پ. ن . میشد خیلی بهتر و قشنگ تر حق مطلب رو ادا کرد... ولی الان ساعت 12:29 شبه و من هم دیشب 2 ساعت کلا خوابیدم و ساعت 2 باید حرکت کنم به سمت فرودگاه...
بهتر از این که کسی لحظه ی پابوسی تو                                 نفس آخر خود را بکشد پا نشود...

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
مطیع گرافیک

شهادت خوب است اما تقوا بهتر...

همه افتخارم اینه که یه روزی باهاش تو یه مدرسه بودم... تو مسجد محلمون نماز می خونده... همین نزدیکی همین دور و بر... اما من کجا و او کجا... من الان پای لب تاب نشستم... او الان کنار کی نشسته؟... لا یدرک و لا یوصف...
امیدوارم به پاس همین قدر آشنایی... مارم با خودش ببره... امیدوارم یکم از اون تقوایی که مد نظرشه تو دلم ظاهر شه...
شهادت خوب است اما تقوا بهتر... حداقل من خوب می فهمم منظورشو... منی که همش دلم میخواد شهید شم ولی دریغ از یکم تقوا... دریغ از یکم اخلاص... دریغ از حتی یک عمل که فقط فقط برای خدا انجام داده باشم... احساس می کنم اصلا منظورش با منه:  آقاجون.... شهادت خوبه ولی تقوا بهتر... شما تقوا داشته باش شهادت خودش میاد... نمیشه بشینی و دست رو دست بذاری و بگی شهادت شهادت...
ان شالله... یا لیتنا کنا معک یا حسین...
.
پ.ن: اوصیکم به خواندن وصیت نامه روح الله قربانی... هم محلی و هم مدرسه ای ما... و بسیار جلو تر از ما...

شهید روح الله قربانی
۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
مطیع گرافیک

مسجد دانشگاه

تقریبا یک ساعت از اذان ظهر گذشته بود.. سرما خورده بودم خیلی بی حال... از صبحم سر کلاس...

باخودم گفتم نمازو میرم خونه میخونم... از خیابونای دانشگاه همینطوری سرم پایین بود رد می شدم.. سرمو بلند کردم... چشمم به جمعیتی  از دانشجو ها خورد که همینجوری وایساده بودن و همه تیپ آدمی بینشون بود و (البته بیشتر مذهبی)... کنجکاو شدم جلو رفتم... که تابلوی مسجد... جلوی چشمم ظاهر شد... و برای اولین بار با مسجد دانشگاه رو به رو شدم... جلوتر که رفتم فهمیدم جمعیت جلوی مزار شهدای گمنام ... تازه فهمیدم که دانشگامون 5 تا شهید گمنامم داره... کنار شهدا که رفتم کلی انرژی گرفتم و نمازمم همونجا تو مسجد دانشگاه خوندم...(انقدر انرژی گرفته بودم که کلی هم دور و بر مسجد دانشگاه گشتم و چیزا و جاهای جدید پیدا کردم...)

خدایا شکرت ... شهدا دعوتم کردن مسجد دانشگاه...

مسجد دانشگاه تهران

۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
مطیع گرافیک
اینوخوندی؟